كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
891
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ايلدرم بايزيد به تحريك سلطان احمد و قرا يوسف كه از بيم سپاه منصور پناه به او برده بودند لشكر كشيده ، به انتقام تخريب سيواس ، ارزنجان را محاصره كرد و با طهرتن جنگ كرده شهر را فتح نمود و مقبل نايب طهرتن را كسان قرا يوسف اسير كردند و اهالى قلعهء ارزنجان امان طلبيدند و سلطان احمد پيش قيصر شفيع شده قيصر ارزنجان را به طهرتن بازگذاشت و زن و فرزند او را به نوا به برسا فرستاده خود نيز مراجعت نمود . درين وقت كه اردوى همايون از صحارى [ آق مشهد ] « 1 » عازم اوجان بود ، در منزل هشترود خبر آمد كه قيصر بار ديگر متوجه اين طرف است . آن حضرت را از استماع اين خبر نائرهء خشم اشتعال يافته فرمود كه اميرزاده شاهرخ دفع هجوم قيصر روم نمايد و امير سليمانشاه و امير شاهملك و ديگر امرا ملازم ركاب ظفر انتساب باشند و امير مضراب به محاصرهء قلعهء النجق رود و امرا مثل اميرزاده پير محمد و اميرزاده سلطان حسين و امير جهانشاه به موكب شاهرخى پيوسته عازم ارزن الروم شوند و مجموع به موجب فرموده كاربند شدند . « 2 » و چون موكب شاهرخى از اونيك گذشته به موضع تويسن « 3 » رسيد ، شيخ على خواهرزادهء طهرتن از پيش او آمده خبر آورد كه قيصر روم از جسارت عاقبت خسارت ترسيده و طهرتن را شفيع ساخته نسبت با حضرت صاحبقران در مقام انقياد و اذعان است و بعد از اين به ارسال رسل و رسايل و هرگونه وسايل در استرضاى آن حضرت خواهد كوشيد و عهد كرده كه چون قضيهء مصالحت به سعى طهرتن مقرّر شود ، حرم و كسان او را كه به نوا برده بازدهد . جناب شاهرخى شيخ على را به درگاه عالم پناه فرستاده صورت حال عرضه داشت و شاهزاده هم در آن محل توقّف
--> ( 1 ) . ظف : آق زيارت . ( 2 ) . ظف : « و امير مضراب را پيش شاهزادگان و نويينان كه به جانب گرجستان به ايلغار رفته بودند و در ييلاق منگول توقف نموده ارسال فرمود كه به اتفاق به موكب شاهزاده مشار اليه پيوندند . بر حسب فرمان كاربند شدند و در اثناى راه به شاهزاده پيوستند . » ( ج 2 ص 268 - 269 ) . ( 3 ) . نسخ : نوس - تصحيح از ظفرنامه .